![]() |
![]() |
|
|
منشأ عشق جدايي است ، ما از منشأ خود جدا شدهايم !!! اين جدايي باعث پيدايش ميل و اشتياق در ما براي بازگشت به كل و يكي شدن با آن ميشود!!! مثل درختي كه تا وقتي تو خاك زنده است اما وقتي از خاك بيرون بياد و از ريشه كنده بشه نميتونه زنده باشه !!! اين يعني عشق....... درك و رسيدن به عشق از طريق قطب مخالف آسانتر است!!! مرد ميتواند خاك مورد نيازش را در زن بيابد... مرد ميتواند از طريق زن به هستي متصل شود... و زن نيز از طريق مرد در هستي ريشه ميدواند... آنها مكمل يكديگرند... هركدام به تنهايي يك نيمهاست و به شدت محتاج آنكه كامل شود... وقتي اين دو نيمه به هم ميرسند و در يكديگر ادغام ميشوند براي اولين بار احساس ريشه داشتن و متصل بودن ميكنند و لذتي بزرگ وجود آنها را فرا ميگيرد..... مرد و زن در يكديگر فقط ريشه دار نميشوند... بلكه از طريق هم ريشههايشان به خدا متصل ميشود!!! اين دو همانند يك دروازهاند... دروازههايي كه به درگاه خدا گشوده ميشوند... ميل به عشق ميل به خداوند است..... در تنهايي رنج ميكشيم و ميميريم اما در كنار هم ... رشد ميكنيم... تغذيه ميشويم... ارضا ميشويم... و سعادتمند ميشويم...
|
|
+ نوشته شده در
86/06/28ساعت 23:46 توسط مونا |
|
|
فضاي باطن ارزش مادي ندارد اما مانند غنچه گل سرخي است كه قطرهاي شبنم بر روي آن همچون مرواريد ميدرخشد و درنسم سحر گاهي و پرتو آفتاب اين غنچه به رقص در ميآيد عشق رقص زندگي است آنهايي كه اين عشق را درك نكردهاند از اين رقص محروم ماندهاند آنها فرصت پرورش گل سرخ را از كف دادهاند ديوانگي معمولي فاقد برنامه است اما اين ديوانگي كه آن را عشق مينامند برنامهاي دارد تو را شادمان ميكند زندگيات را آكنده از آهنگ و ترنمي دلپذير ميسازد و به تو وقاري با شكوه ميبخشد!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
86/06/17ساعت 10:29 توسط مونا |
|
|
زندگي يك موهبت است خاكي است كه گلهاي سرخ عشق در آن شكوفا ميشوند عشق في نفسه بسيار گرانبهاست هدفي ندارد مقصودي ندارد اما تأثيري شگرف دارد عشق لذت بخش است سر مستي خاص خود را دارد اما هيچكدام از اينها مقصود عشق نيستند عشق تجارت نيست كه در آن هدف و مقصدي مطرح باشد عشق ديوانگي خاص خود را دارد ديوانگي اين است كه توجيهي براي اينكه چرا عشق ميورزي نداري در زندگي روزمره هر كاري انجام ميدهي هدفي در پي آن دنبال ميكني اما عشق ورزيدن و عاشق شدن غير قابل توجيه است نميدانم فقط ميدانم عشق ورزيدن تجربهاي است
براي مشاهده كمال زيبايي در فضاي باطن اما اين نيز هدف عشق نيست.....
|
|
+ نوشته شده در
86/06/10ساعت 15:46 توسط مونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
شاد وموفق زندگی کنیم (بهراد و فرزاد) فرشته آزاد شده(ايلياد) شرح اشتياق (رضا) |
|
RSS
|